خرید بک لینک

یه دوست تلخی دیروز رو برام جبران کرد. خوشحالم از داشتنت و از این که جا نزدم و کنارت موندم و همه رو هم کنار هم نگهداشتم.

اون اولش که شوالیه رو دوباره آوردم مردد بودم. فکر میکردم جواب نمیده. از مسخره شدن میترسیدم.

اما الان... واقعا جواب داد. من امروز با این که حس بدبختی میکردم اما جا نزدم. صبر کردم و محکم موندم و تلاش کردم و همه چیز رو تغییر دادم و آخرش لبخند زدم. وقتی ناراحت بودم فقط به شوالیه فکر کردم و به صداش گوش دادم و عکساشو دیدم و آروم شدم.

فهمیدن این عشق سخته و ممکنه کسی درکش نکنه. خوشحالم که چنین عشقی دارم. چنین چیزی که بهم قدرت بده. :)

برچسب: نویسنده: اشکان زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 0:22

صفحه بندی